السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )
57
فرحة الغري ( فارسي )
كنند راستگو نخواهند بود و چون جاهل بودند به اين امر هر يك از ايشان از روى گمان و تخمين قولى استنباط كردند و چنان كه در مسايل شرعيّه به گمانهاى ضعيف عمل مىنمايند ، درين باب به اندك مرجّحى به خواهش طبع خود ترجيح دادند ، هر چند علم به حقيقت واقعه نداشتند ؛ و بعد از آن جاهل ديگران از او نقل كردند ؛ و بعد ازين طبقه جمعى ديگر از جهّال تلقّى به قبول كردند . پس اهل و خويشان و اعيان خواص و نزديكان آن حضرت اولايند به معرفت و داناترند ؛ و اين امريست واضح كه هيچ اشكالى در آن نيست و محلّ منازعه نيست . و ما بعد از اين ذكر خواهيم كرد سببى را كه موجب اخفاء قبر آن حضرت - صلوات الله عليه - شد و شكى نيست كه اخفا سبب اين اختلافات شد و ائمّهء طاهرين عليهم السّلام اگر اشاره به قبر اجنبى بكنند تقليد ايشان لازم است از جهت امامت ، چگونه چنين نباشد در جايى كه امامت با فرزندى جمع شده باشد كه در اين مقام از دو جهت قبول قول ايشان لازم است ؛ و همين قدر در اين مقام كافى است . و اگر مىخواستيم استيفاء فنون كلام در اين باب بكنيم هر آينه بسيار به طول مىانجاميد و ليكن آنچه اندك باشد و دلالت كند بهتر است از آنچه بسيار باشد و موجب ملالت شود . مقدّمهء ثانيه در بيان سببى كه موجب اخفاى قبر مقدّس آن حضرت ( ع ) شد ابتداء . بتحقيق كه ثابت و معلوم است و بر عالميان ظاهر است امرى چند كه از براى حضرت امير المؤمنين ( ع ) جارى شد از وقايع و جنگهاى عظيمى كه موجب بغض و عداوت و كينهء مردمان شد نسبت به آن حضرت ؛ زيرا كه هميشه آن حضرت موافق حق عمل مىنمودند و حق در كام اكثر عالميان تلخ مىباشد و سبب اين وقايع كشتن عثمان بود در روز غدير در سال سى و پنجم از هجرت و اوّل اين وقايع واقعهء جنگ جمل بود كه با عايشه شد و دويم جنگ صفين بود كه با معاويهء ملعون شد و سيّم جنگ نهروان بود كه با